ساعت آفتابی
روزی یک مبلغ مذهبی که در یکی از روستاهای برزیل کار می کرد هنگام اتمام تعطیلاتش و بازگشت به روستا با خود یک ساعت آفتابی نیز آورد.
او می خواست با کمک این ساعت تعیین زمان و ساعت دقیق شبانه روز را به روستاییان یاد بدهد.
ساعت خریداری شده را پیش کد خدا می برد و پیشنهاد میکند که آن را در مرکز روستا نصب کند . روستاییان با دیدن ساعت آفتابی به وجد و سرور می آیند چون هیچیک از آنان پیش از آن در عمر خود چنین ساعتی را ندیده بودند .
دفعه بعد او در بازگشت به روستا با منظره عجیبی روبرو می شود . اهالی روستا دور هم جمع شده بودند و برای حفظ ساعت آفتابی از گزند آفتاب بر روی آن یک سقف محکم ساخته بودند.
نکته: شاید به روستاییان بخندید اما بسیاری از ما همان کاری را با خود میکنیم که روستاییان با ساعت آفتابی می کنند . برای حفاظت خود از گزند حوادث ترجیح می دهیم در منطقه راحتی و آسایش خود بمانیم و از آن را ترک نکنیم ،اما متوجه نیستیم با این کار علت وجدی خود را از دست میدهیم ،بجای رشد و بالندگی ،امنیترا انتخاب میکنیم و با این انتخاب از رسالت واقعی خود دور می شویم.
میگویند :
کشتی ها در بندر از امنیت خاص برخوردارند اما کشتی ها برای آن ساخته نشده اند که در بندر بمانند
.
